رنگین کمان از همه جا از همه رنگ آخرین مطالب
نويسندگان پنج شنبه 2 / 3 / 1392برچسب:, :: 4:6 :: نويسنده : محمدحسین
صــدف دیـن خـدا را دُر یـکدانه توئی قدمی رنجه نما صاحب این خانه توئی دگر بار نیمه شعبان، خجسته میلاد مولایمان فرارسیده و باز دستهای خالی و چشم امیدمان به آستان پر مهر و عطوفت آن یار مهربان است. پنج شنبه 2 / 3 / 1392برچسب:, :: 4:2 :: نويسنده : محمدحسین
نیمه شعبان اگر چه شرافتش را وامدار مولود خجستهاى است که در این روز زمین را با قدوم خویش متبرک ساخته است، اما همه عظمت آن در این خلاصه نشده و در تقویم عبادى اهل ایمان نیز از جایگاه و مرتبه والایى برخوردار است. در روایاتى که از طریق شیعه و اهل سنت نقل شده فضیلت هاى بسیارى براى عبادت و راز نیاز در شب و روز خجسته نیمه شعبان بر شمرده شده است و این خود تمثیل زیبایى است از این موضوع که براى رسیدن به صبح وصال موعود باید شب وصل با خدا را پشت سرگذاشت، و تا زمانى که منتظر، عمر خویش را در طریق کسب صلاح طى نکند نمىتواند شاهد ظهور مصلح موعود باشد. با توجه به اهمیت فراوانى که در روایات به شب نیمه شعبان داده شده و حتى آن را هم پایه شب قدر شمردهاند، در این مجال برخى از روایت هایى را که در بیان مقام و منزلت این شب روحانى وارد شدهاند مورد بررسى قرار مىدهیم. باشد تا خداوند ما را به عظمت این شب مقدس واقف گرداند و توفیق بهره بردارى از برکات آن را عطا فرماید: از پیامبر گرامى اسلام صلىالله علیه و آله، در زمینه موضوع محل بحث روایت هاى بسیارى نقل شده که یکى از آنها به این شرح است: « شب نیمه شعبان در خواب بودم که جبرییل به بالین من آمد و گفت: اى محمد! چگونه در این شب خوابیدهاى؟ پرسیدم: اى جبرییل! مگر امشب چه شبى است؟ گفت: شب نیمه شعبان است. برخیز اى محمد! پس مرا از جایم بلند کرد و به سوى بقیع برد، در آن حال گفت: سرت را بلند کن! امشب درهاى آسمان گشوده مىشوند، درهاى رحمت باز مىگردند و همه درهاى خشنودى، آمرزش، بخشش، بازگشت، روزى، نیکى و بخشایش نیز گشوده مىشوند. خداوند در این شب به تعداد موها و پشم هاى چارپایان - بندگانش را از آتش جهنم- آزاد مىکند. امشب خداوند زمان هاى مرگ را ثبت و روزی هاى یک سال را تقسیم مىکند و همه آنچه را که در طول سال واقع مىشود نازل مىسازد. اى محمد! هر کس امشب را با منزه داشتن خداوند (تسبیح)، ذکر یگانگى او (تهلیل)، یاد بزرگى او ( تکبیر)، راز و نیاز با او ( دعا)، نماز، خواندن قرآن، نمازهاى مستحبی (تطوع) و آمرزش خواهى (استغفار) صبح کند، بهشت جایگاه و منزل او خواهد بود و خداوند همه آنچه را که پیش از این انجام داده و یا بعد از این انجام مىدهد، خواهد بخشید ... » (1)
بسم الله الرحمن الرحیم شب نیمه شعبان از شب های استجابت دعا به شمار می آیداز درگاه لایزال احدیت جمعه 21 / 2 / 1392برچسب:, :: 15:13 :: نويسنده : محمدحسین
سيزده رجب بود... ادامه مطلب ... تا صورت پيوند جهان بود، على بود جمعه 25 / 2 / 1392برچسب:, :: 15:10 :: نويسنده : محمدحسین
گزارشی از ولادت مولود کعبه
ادامه مطلب ... جمعه 25 / 2 / 1392برچسب:, :: 15:8 :: نويسنده : محمدحسین
آيات نازله در باره علي(ع) ادامه مطلب ... جمعه 22 / 2 / 1392برچسب:, :: 15:4 :: نويسنده : محمدحسین
نظر دانشمندان غیر مسلمان درباره امیرالمومنین بولس سلامه مسيحي مي گويد: ميخائيل نعيمه مسيحي مي گويد: گابريل دانگيري درباره شخصيت علي (ع) مي گويد: .......................... ادامه مطلب ... جمعه 18 / 3 / 1390برچسب:, :: 13:2 :: نويسنده : محمدحسین
ريشه حجاب در تاريخ كهن ايران حجاب به معناي پوشاندن بدن از نامحرمان، امري فطري است كه براي حيات اجتماعي انسان ضرورت دارد. برهنگي و بي حجابي و حتي بدحجابي از جمله تنشهاي فرهنگي، اجتماعي است كه جوامع را در آستانه فروپاشي قرار داده و نمونه بارز آن را مي توان در غرب بي بند و بار كنوني جستجو كرد. معمولا حجاب را يكي از احكام برجسته اسلامي مي دانند كه البته در قرآن كريم رباني نيز به صراحت در سوره احزاب و نور از آن ياد شده است و براين اساس در تمامي تبليغات و تهاجمات فرهنگي- رواني غرب، حجاب را با پوشش اسلامي و حتي چادر برابر مي دانند!! اما جالب اينجاست كه با توجه به فطري بودن مقوله حجاب، تمامي اديان آسماني، جامعه را به سوي آن فراخوانده و حتي در قوميت ها و ملل گوناگون با ريشه تاريخي كهن نظير ايران بعنوان يك فرهنگ نهادينه شده است! ادامه مطلب ... جمعه 18 / 3 / 1390برچسب:, :: 1:6 :: نويسنده : محمدحسین
حجاب و عفاف و تعريف آنها بـرخى كتـب لغت حجاب را اين گونه تـعريف كرده اند: الحجاب: المنع من الـوصـول; حـجـاب يعـنى آنچـه مانع رسـيدن مى شـود. برخى گفته اند: حجب و حجاب هر دو مصدر و بـه معناى پنهان كردن و منع از دخول است. و به عنوان شاهد آيه شريفه ((و من بـيننا و بينك حجاب)) را ذكر كرده اند. در ديگر كتـابـهاى لغت حجـاب را بـه معناى ((پـرده)) آورده و نوشته اند: امرإه محجوبـه(محجبـه); زنى كه پوشانيده است خود را به پوشاندنى. بـا تـوجه بـه معانى ذكرشده حجاب امرى ظاهرى و در ارتبـاط بـا جسم است, اگر چه اين پـوشش بـرخاسته از اعتقادات و باورهاى درونى افراد است, ولى ظهور در نشئه مادى و طبيعى دارد; يعنى پوشش ظاهرى افراد و بـويژه زنان را حجاب مى گويند, كه مانع از نگاه نامحرم به آنان مى شود. عفاف نيز داراى معانى گوناگونى است, كه در مجموع تعريف كاملى را بـه ما خـواهد داد. راغـب اصـفـهانىمي نويسد:عفت حالتى درونى و نفسـانى اسـت كه تـوسـط آن از غلبـه شهوت جلوگيرى مى شود. البته قابـل ذكر است كه در قرآن كريم از واژه عفت در دو معنا استفاده شده است; گاه بـه معناى خودنگهدارى و پـاكدامنى است كه در مورد برخى افـراد آمده اسـت, مانند; و ان يسـتـعـفـفـن خـير لهن و: وليستعفف الذين لا يجدون نكاحا. گاه ((عفت)) به معناى قناعت آمده و مسايل مالى مورد نظر است, نظير; و من كان غنيا فليستعفف و من كان فقيرا فليإكل بالمعروف; و آن كس كه توانگر است, بايد(از گرفتـن اجرت و سرپـرستـى)خوددارى كند و آنكه تهيدست است, مطابق عرف بخورد. آنچـه مورد نظر اسـت, مفهوم اولى اسـت; يعنى خودنگهدارى از شهوت و مسايل جـنسى; اگر چه مى تـوان بـراى هر دو معنا واژه عفت را آورد و ضررى به مفهوم آن نمى خورد. ديگر كتب لغت نيز آورده اند: تعفف(عفت داشتن): نگاه داشتن نفس از انجام حرام و درخواست از مردم است. برخى از لغت شناسان, عفت را بـه معناى ((ترك شهوات و پاكى خوى و جسم)) آورده اند. از معانى ذكرشده براى حجاب و عفاف مى تـوان نتـيجه گرفت كه عفاف نوعى حجـاب درونى است كه انسان را از گناه بـازمى دارد. حفظ چشم, گوش, قلب و تمامى اعضا و جوارح از هر گونه خطا و گناه عفاف است كه حاصل اين عفت و حجـاب درونى, پـوشش ظاهرى است. بـه تـعبـيرى لطيف تـر; حـجـاب ميوه عفاف اسـت و عفاف ريشـه حـجـاب. بـرخى افراد ممكن است حجـاب ظاهرى داشتـه بـاشند, ولى عفاف و طهارت باطنى را در خويش ايجاد نكرده بـاشند. اين گروه, از حجاب تنها پوسته اى و ظاهرى بى معنا دارند, و از سوى ديگر كسانى هستند كه ادعاى عفاف كرده و با تعابيرى همچون; من قلب پاكى دارم, خدا با قلبها كار دارد, آدم بايد چشمش پاك باشد و ... خود را سرگرم كرده و مصداق ((ليفجر امامه)) مى شوند. انسانهايى چنين بايد در قاموس انديشه خود نكته اى اساسى را بـنگارند و آن اين است كه درون پاك, بيرونى پاك مى پروراند و هرگز قلب پاك موجب بارور شدن ميوه ناپاكى به نام بى حجابى و بدحجابى نخواهد شد
|
|||
![]() |